صفى الدين محمد طارمى
241
انيس العارفين ( تحرير منازل السائرين ) ( فارسى )
باب الإيثار [ معناه ] قال اللّه تعالى : وَ يُؤْثِرُونَ عَلى أَنْفُسِهِمْ وَ لَوْ كانَ بِهِمْ خَصاصَةٌ « 1 » . الإيثار تخصيص « 2 » و اختيار ؛ و الأثرة تحسن طوعا ، و تصحّ كرها . يعنى : به درستى كه مؤثر در ايثارش تخصيص مىدهد كسى را كه اختيار مىكند بر نفس خود به ملك ، و گمان مىبرد آنكه او مختار است در ايثار و ترك او ؛ پس او مدّعى است از براى ملك و فعل و اختيار ، و كلّ اينها علل است در « حقيقت » - بلكه « در طريقت » - ليكن او خلقى است محمود در سلوك قبل از اينها از بوارق احوال . پس « اثره » - يعنى ايثار - نيكوست از روى طوع و فرمان و رغبت . چرا كه خلق محمود آن است كه بوده باشد ملكه در نفس به حيثيتى كه بوده باشد نفس فرمانبردار در صدور افعال مرضيّه از او به سبب اين ملكه ، بدون انديشه و مشقّتى ، بلكه با لذّت و سهولت ، گويا كه آن افعال مرضيّه طبيعتى است از براى او . پس هرگاه بوده باشد ايثار چنين ، مىباشد حسن از روى شريعت و طريقت و حقيقت . چرا كه ملك در حقيقت از براى خداى تعالى است . و امّا هرگاه نبوده باشد از روى طوع و فرمانبردارى و رغبت ، پس نمىباشد حسن ، بلكه مىباشد صحيح . چرا كه نفوس مجبول است بر حبّ مال و حرص ، و از اين جهت است كه فرمود خداى تعالى كه : وَ مَنْ يُوقَ شُحَّ نَفْسِهِ فَأُولئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ « 3 » و نگفت كه : « من لم يكن له شحّ في نفسه . » پس گويا كه او لازم است از براى نفس ؛ پس سزاوار است آنكه تكلّف كند او را عبد به حكم ايمان ، و اختيار كند او را سالك از براى تجريد و قطع تعلّق و تصفيهء همّت و توحيد قصد و حبّ - و اگر
--> ( 1 ) . حشر / 9 . ( 2 ) . اصل : اخبار . ( 3 ) . حشر / 9 .